ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

دست گرمی

1392/2/7 20:32
نویسنده : ندا
246 بازدید
اشتراک گذاری

تو گیر و دار مریضیه بابا نمی دونم چطور شده که کار عکاسیه ما بیشتر شده، اواخر هفته ی گذشته استاد عکاسیمون خبرمون کرد که یه گردهماییه سالانه ی عکاسان در ورده روز جمعه برگزار میشه، خدا رو شکر قبل از شروع ساعت ملاقات بابا مراسم تموم میشد و من می تونستم به هر دو کار برسم، با خاله منا رفتیم و اگه غم بیماریه بابا نبود روز بسیار خوبی میشد...

محسنم خوب شو...

زیاد نمی شد وقت برای عکاسی گذاشت و چون جمع دوستانه بود دقایقی و با خاله رفتیم برای عکاسی...

1

2

3

4

5

6

7

8

9

وجود سروش کوچولو و کسری جون در جمع ما ، منو خیلی دلتنگت می کرد و یاد اردوی قزوین که با بابا و تو همراه بودم می افتادم...

10

سروش جون

11

کسری جون

خدا رو شکر در حین گردهمایی ، مدارک عکاسیمون و دریافت کردیم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (8)

نسیم-مامان آرتین
8 اردیبهشت 92 8:24
ندا جون دوباره مثل همیشه نمره ات 20 واقعا عکسات بهم انرژی میدن


ممنونم مهربونم
مامان مانی
8 اردیبهشت 92 9:17
سلام .... آخه عزیزم انشاء ا... بابایی هم زودی خوب شه ....
همیشه شاد باشید ....
عکساتون هم خیلی زیباست



سلام خانومی مرسی از همددردی و تعریف
مامان تربچه
8 اردیبهشت 92 20:23
سلام ندا جوووووووونم

بد نباشه

چی شده

هرچی گشتم متوجه نشدم چرا همسرت توی بیمارستانه

ایاشالا خدا زوووووووووودتر شفاشون بده




سلام ممنونم




نوشين مامان آريا
9 اردیبهشت 92 9:31
خسته نباشي بسيار عكسهاي قشنگي بود روح آدمو تازه مي كرد. شما كه بيشتر از ما لذت برديد انشااله هر چه زودتر همسرتون خوب بشه و اين شادي تكميل تر .


ممنونم عزیزم که اینقدر مهربونی
مامان گیسوجون
10 اردیبهشت 92 18:55
مبارکه عزیزم اما منم متوجه نشدم چرا ایشون بیمارستان بودن


فدات شم خداروشکر خوبه
مریم خاله
11 اردیبهشت 92 8:01
جای من خالی بود
انشالله که شاد باشین
خواهر های من عکاسن
دوستتون دارم
با ی با ی


واقعا جات خالی بود واقعا
مامی مائده
5 خرداد 92 0:05
ورده سالهای قبل حال و هوای بهتری داشت الان دیگه باهاش حال نمیکنم البته رستوران عمو حسنش یه چیز دیگه اس دوستش دارم


درسته همه جا در حال تغییره
ولی واقعا خوش گذشت
جاتون خالی بود
مامی مائده
5 خرداد 92 0:06
اخ یادم رفت بگم عکسات خیلی قشنگ شدهههه


فدای تو ممنونم عزیزم