دست گرمی
تو گیر و دار مریضیه بابا نمی دونم چطور شده که کار عکاسیه ما بیشتر شده، اواخر هفته ی گذشته استاد عکاسیمون خبرمون کرد که یه گردهماییه سالانه ی عکاسان در ورده روز جمعه برگزار میشه، خدا رو شکر قبل از شروع ساعت ملاقات بابا مراسم تموم میشد و من می تونستم به هر دو کار برسم، با خاله منا رفتیم و اگه غم بیماریه بابا نبود روز بسیار خوبی میشد...
محسنم خوب شو...
زیاد نمی شد وقت برای عکاسی گذاشت و چون جمع دوستانه بود دقایقی و با خاله رفتیم برای عکاسی...









وجود سروش کوچولو و کسری جون در جمع ما ، منو خیلی دلتنگت می کرد و یاد اردوی قزوین که با بابا و تو همراه بودم می افتادم...

سروش جون

کسری جون
خدا رو شکر در حین گردهمایی ، مدارک عکاسیمون و دریافت کردیم...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دست گرمی
